RSS  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسی بلاگ|مجموع بازدیدها: 24812 | میهمانان امروز: 10
لوگوی وبلاگ

مراجع و علما
جستجو
لینک های دوستان
اشتراک

نام:

ایمیل:

 
مطالب قبلی
   1   2   3   4   5      >


 


 


  قصد داشتم برای زادروز گوهر تابناک خلقت چند جمله ای بنویسم ، حتی شعاع های کوچکی از خورشید عظمت شخصیت آن حضرت را در ذهنم مرور کرده بودم تا در این روز تقدیم کنم ؛ اما ......


شب ولادت بانوی عظمت بعد از بازگشت از محل کار به همراه یکی از دوستان بودم چند دقیقه‏ای کنار خیابانی نسبتا شلوغ ، به ناچار منتظر آن دوست و همراه ماندم که قصد خرید کوچکی داشت... در حال و هوای ذهنی خودم بودم که صدایی به آرامی و با لرزش از پشت سرم مرا به سلام ، می خواند، برگشتم ، خانمی جوان و متین و مودب ، شرمگینانه و بدون مقدمه گفت اجاره منزل ما عقب افتاده و .... مبلغی به کاستی و کوچکی شخصیتم به او تقدیم کردم و رفت و من با تمام وجود احساس شرمندگی کردم ؛ همین شد که از نوشتن در مورد حضرت زهرا پشیمان شدم .


چرا جوانی که باید در پی علم آموزی و شکوفایی استعدادهایش باشد از شدت نیاز تمام غرور و هویتش را دردمندانه زیر پا بگذارد؟


چقدر شعار پیروی این خاندان پاک را بدهیم و در عمل کمترین نسبت را با آنان داشته باشیم؟ راستی اگر این خانم جوان هم عصر حضرت زهرا سلام الله علیها بود و از ایشان درخواست کمک می کرد چقدر دریافت می کرد؟


در این روزها مسئولین و انواع رسانه ها و همایش ها و.... از بزرگی بانوی دو عالم می گویند و از جلال و منزلت زن در جامعه و مقام مادر  ، کسی نیست بپرسد مگر رفع نگرانی بانوانی که به هر علت ، رنج فقر می برند جدی تر و عملیاتی تر از این همه تبلیغات برای روز زن نیست؟


آیات سوره انسان در قرآن کریم وقتی در شان این بانو و شوهر و فرزندانش نازل شد که سه شب پیاپی تمام سفره ساده خانواده را به نیازمندان داده بودند ، و این گوشه اندکی از شخصیت انسان متعالی و مطلوب دین ماست.


و ما چه نسبتی با این خاندان داریم و چه مرتبه و درجه‏ای از انسانیت؟


و چه به جا سروده اند که :              


از فاطمه اکتفا به نامش نکنید       نشناخته توصیف مقامش نکنید





نویسنده: علی مخدوم(سه‏شنبه 4/4/1387 :: ساعت 11:21 صبح)
لینک های مرتبط:

 


    چندی پیش جمله ای تامل برانگیز روی  درب منزل مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بهجت دام ظله  نوشته شده بود ( البته ممکن است تا امروز پاک شده باشد) ؛ با پیشنهاد یکی از دوستان  نکته سنج و فرهیخته‏ام، تصویری از آن تهیه کردم  و به نظرم رسید بدون هیچ تحلیل و توضیحی ، آن را تقدیم‏کنم.


 


 


درب منزل آیت الله العظمی بهجت دام ظله


 


جمله روی درب:       خیلی دوست دارم کمکم کنید خوب شوم چون هنوز امید دارم  پسراقلیدی


 


                          


 




نویسنده: علی مخدوم(چهارشنبه 11/2/1387 :: ساعت 8:37 صبح)
لینک های مرتبط:

 


 


 


  از حسرت های این زمانه  ، دور ماندن از دورانی است که پیامبر مهربانی صلی الله علیه و آله و سلم در آن زندگی می کرد. این درد مشترک ما و اویس قرنی  است که از قــرَن او تا مدینه معشوقش فاصله زیاد بود چنانکه از قــرن ما تا  آن دیار حبیب فاصله زیاد است  اواز لحاظ مکانی ، دور مانده بود و هماره در حسرت دیدارش می سوخت و ما به مسافت زمانی دورمانده ایم.



وقتی اویس به مدینه رسید ، او در سفر بود و روزی که ما به زندگی رسیدیم او سفر کرده بود، با این تفاوت که اویس گرچه رویش را ندید ، ولی بویش را با تمام وجود استشمام کرد و به همان قناعت کرد ؛ و ما نه رویش و نه بویش و نه هیچ نشان دیگری برای قناعت.



23 سال شکوه عظمت انسان کامل ، چشمه جوشانی بود که زلال آن همه‌ی تاریخ را از تشنگی می رهاند. دورانی سخت برای مردی از ملکوت که زجر می کشید و لبخند می زد ؛



                                                                  پیامبری که گویی نفرین نمی دانست!



دلی فراخ تر ازهفت آسمان که مملو از عشق به خدا و بندگان خدا بود و نگران ایمان آنان ؛ تا جایی که خدایش فرمود:



(( ای رسول ، نزدیک است که اگر مردم به کلام خدا ایمان نیاورند جانت را از شدت حزن و تاسف بر آنان ، از دست بدهی.))  سوره کهف / آیه 18



عجیب ترین عتابی که خداوند  برپیامبرش فرمود ، عتابی که در هیچ یک از کتاب های آسمانی نیامده بود.



و عتابی دیگر: (( ما این آیات را فرونفرستادیم که تو این همه خود را در رنج بیفکنی))  سوره طه / آیه 2



 



و ما نسل غریب بیابان قرن بیست و یکم ، در حسرت روی مهربان حبیب الهی و بوی شوق انگیز عطر محمدی صلی الله علیه و آله و سلم  ، حتی تصویر کاملی از آن جمال بی مثال نداریم .....



در این بیابان تنهایی کجایند مردانی در پی ما بیایند ؟ آنها که برای باز آمدن ما بگریند و غمشان دستگیری ما باشد؟ و با تمام دوری و نابخردی ما تحمل کنند و برایمان دعا کنند؟ کجایند رسولانی که نه 23 سال  بلکه فقط چند سال برای بازگشتنمان صبوری کنند؟



 



من کسی از نسل غریب و گریز پای آخرالزمانم.....



               کجاست زمزمه محبت محمدی صلی الله علیه و آله و سلم که مرا به راه باز خواند؟



 



                اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبة ولینا




نویسنده: علی مخدوم(پنجشنبه 16/12/1386 :: ساعت 6:0 صبح)
لینک های مرتبط:

  



  ازجمله آسیب‏های دینداری ، افراط و تفریط ها و انواع خرافه‏گرایی است که بدون شک ریشه در جهل و نادانی دارد ، تا جایی که این جهالت سر از حماقت و ... درمی‏آورد ، از جمله کامل ترین نمونه‏های این آسیب گروهک سلفیه (وهابیان) است.


این گروه منحط غیر از خودشان ،سایر مسلمانان را به نوعی مشرک می دانند و مهم ترین دشمن خانگی پیروان اسلام محسوب می‏شوند که تمام توانشان را در ترور و هتک مقدسات مسلمانان به کار بسته اند.


 وهابی‌ها اماکن، قبور و قبه‌های زیر را در مدینه از بین برده‏اند:
1. قبور ائمه بقیع (امام حسن، امام زین‌العابدین، امام محمد باقر و امام جعفر صادق ـ علیهم السلام ـ )؛ 2. قبر عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر؛ 3. قبه ابراهیم، فرزند پیامبر؛ 4. قبه همسران پیامبر؛ 5. قبه حلیمه، دایه پیامبر (ص)؛ 6. قبه عمه‌های پیامبر؛ 7. قبه اسماعیل، فرزند امام صادق (ع)؛ 8. قبه فاطمه بنت اسد،‌ مادر امیرمؤمنان (ع)؛ 9. قبه ابی سعید خدری 10. قبه عبدالله، پدر پیامبر؛ 11. قبه حمزه سید الشهدا، در خارج مدینه؛ 12. قبه علی عریضی، فرزند امام جعفر بن محمد (ع) در خارج مدینه؛ 13. قبه زکی‌الدین در خارج مدینه؛ 14. قبه مالک ابی سعد از شهدای احد در داخل مدینه؛ 15. مصرع عقیل بن ابی‌طالب؛ 16. بیت‌الاحزان فاطمه زهرا (س)؛ 17. محل ثنایا در خارج مدینه؛ 18. مساجد کوثر، جن، ابی‌القیس، جبل النور، الکبش و ...؛ 
آنان بسیاری از باغ ها و نخلستان‌ها و مزارع را نیز ویران کردند و محصولات آنها را از بین بردند. این کارها خشم مسلمانان ـ اعم از شیعه و سنی ـ را برانگیخت؛ از این رو آنان از ترس، بارگاه رسول اکرم (ص) را ویران نکردند؛ با بیان اینکه طبق عقاید سلفیه، قبر پیامبر خدا (ص) اولی به ویرانی است! و آنچه آنان درباره پرستش قبور! می‌گویند، به حتم درباره قبر پیامبر خدا (ص)  جلوه بیشتری دارد. آنان می‌دانستند که تخریب قبر پیامبر اعظم (ص) چنان عواطف جهان اسلام را برخواند انگیخت که دیگر اسمی از وهابیت برجای نخواهد گذاشت. از این رو، در پاسخ به این پرسسش دست به تأویلات و توجیهات بسیار زدند؛ از جمله آنها این بود که گفتند: «گنبد مرقد پیامبر،‌ گنبد مسجد است نه قبر».


هشتم شوال سالروز انهدام بقاع متبرکه بقیع است و یادآور شرم‏آورترین حماقت متحجرانه این گروه خشن.


عجیب است تضرع و پای بوسی امریکا و انگلیس برای ایشان مباح و بلکه پسندیده و لازم است ؛ اما تکریم و احترام و تبرک جستن به آستان نبی معظم صلی الله علیه و آله وسلم و خاندان پاکش ، شرک است و حرام؟!


از ضروریات و مصالح این فرقه همکاری با لابی‏های صهیونیستی ،  به عنوان دوست ومتحد است ؛ اما  ریختن خون شیعیان مظلوم و بی گناه از فرایض مهم محسوب می‏شود چرا که به گمان باطل ایشان شیعه دچار شرک شده است!!!


 


 


اللهم نشکوا الیک


خدایا از این بلای خانگی به تو شکایت می کنیم و از شرور این زخم و چرکین و عفونت خطرناک به تو پناه می بریم.


 




نویسنده: علی مخدوم(شنبه 28/7/1386 :: ساعت 7:11 صبح)
لینک های مرتبط:

  



  ابتدای سال تحصیلی و یا بهتر بگویم در آستانه شروع هر دوره یا کلاس ،  با مرور سرفصل های مباحث سعی می کنم تا ترتیب مطالب را طرحی نو در اندازم تا نه تنها تکرار کلاس های گذشته نباشم (بیان مطالب تکراری و لو برای شنوندگان جدید باز هم ملال آور است چرا که مدرس هم باید در کلاس خودش مشغول آموختن باشد) ؛ بلکه با یافتن مسایل تازه تر بر پویایی و حیات کلاسم بیافزایم. مهم تر از آن برای اداره یک کلاس خواندن یک کتاب یا جزوه برای مدرس آن کافی نیست و گاهی ضایعه است ؛ پس در آغاز هر کلاس هم باید بر گستره آگاهی و هم کیفیت آن افزود.


زندگی هم به همان کلاس می ماند که در هر روزش ، هم باید آموخته های گذشته را به کار گرفت و هم تجربه‏های تازه آموخت . نباید تکرار کرد و تکرار شد ، که امیر مؤمنان علیه آلاف التحیه و الثنا فرمود نباید امروزمؤمن مانند دیروزش باشد. هر دوره از زندگی (حتی اگر یک روز باشد) وقتی می گذرد ، برای دوره جدید باید مطالب بیشتر و تازه تری فراگرفت. 


آگاهی های زندگی ساز دین ، درس هایی است که باید همیشه در ذهن ما روزآمد باشند و این به روز بودن جز به تحصیل و مطالعه و فهم متون و منابع دینی حاصل نمی‏شود.


عید سعید فطر آغاز یک دوره جدید از زندگی ماست فرصتی دوباره برای جبران کاستی های گذشته باید تلاش کنیم تا شیوه حیات انسانی خویش را ارتقا ببخشیم و این مهم با نیاز به تدبیر و برنامه ریزی دارد.


در این شروع دوباره (که معلوم نیست در آینده چند بار دیگر امکان تکرار دارد) باید راه را پیدا کرد،بهتر و بیشتر آموخت و عمل کرد و مهیای آزمون‏های الهی بود.


"اسئلک بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذ خرا و شرفا و کرامة و مزیدا، ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تد خلنى فى کل خیر اد خلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتک علیه و علیهم. اللهم انى اسئلک خیر ما سئلک عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون‏. 


بارالها، به حق این روزى که آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قرار دادى از تو مى‏خواهم که بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد کنى که محمد و آل محمد را در آن وارد کردى و از هر سوء و بدى خارج سازى که محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شایسته‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند."


 


                                                                                                                                                   آمین




نویسنده: علی مخدوم(جمعه 20/7/1386 :: ساعت 5:49 عصر)
لینک های مرتبط:

   1   2   3   4   5      >