سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
تابستان 1387 - وسوسه عقل
 RSS  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسی بلاگ|مجموع بازدیدها: 81753 | میهمانان امروز: 8
لوگوی وبلاگ

مراجع و علما
پایگاه‏اطلاع‏رسانی‏امام‏خمینی [225]
آیةالله‏خامنه‏ای [216]
اطلاع‏رسانی‏و‏نشر‏آثار‏آیة‏الله‏خامنه‏ای [212]
آیة‏الله‏سیستانی [179]
آیة‏الله‏جوادی‏آملِی [202]
آیت الله وحید خراسانی [120]
مرکزپاسخ‏گویی‏به‏پرسش‏‏‏ها(حوزه‏‏‏علمیه) [253]
کتابخانه‏تخصصی‏تاریخ‏اسلام‏وایران [161]
رساله‏آیة‏الله‏بهجت [223]
آیةالله‏فاضل‏لنکرانی [126]
آیةالله‏مکارم‏شیرازی [286]
استاد‏هادوی‏تهرانی [175]
استاد‏حسین‏انصاریان [180]
آیةالله‏صافی‏گلپایگانی [163]
استاد‏محسن‏قرائتی [177]
[آرشیو(18)]
جستجو
لینک های دوستان
از اهالی کوهپایه
سوزن‏بان
بر بساط نکته دانان
شوقِ عشق
نورالهدی
شب نوشت
علوم قرآنی
حکومت اسلامی
شـورشیـرین
مجله قرآنی قرآنیان
پیامبر اعظم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم)
باشگاه‏اندیشه
نشریه‏کتاب‏‏نقد
اشتراک
 
مطالب قبلی
چراوسوسه عقل؟!
ماوائمه
مردی‏ناشناس!
تنهاترین‏‏رهبـــــــر
علم‏بهتر‏است‏یا‏ثروت؟!
آنچه‏داریم‏زبیگانه ‏تمنا‏نکنیم [2]
ما‏آبروی‏فقر‏وقناعت‏نمی‏بریم
حقوق بشر،آزادی ولیبرال دمکراسی...
دی‌ماه [5]
مدت عمــر
مشکلی‏دور ازنظر
بنی‏آدم‏اعضای‏یک‏پیــــــکرند
نوروز‏جان‏ما‏کی‏فرامی‏رسد؟!
با‏آتـــــــــش‏بازی‏نکنید!!
کمی‏در‏فکر‏خود‏باشیم!
صداقت
تجسم‌اخلاص
ایام فاطمیه
رسدآدمی به جایی که...
حکیم‏ابوالقاسم‏فــــردوسی
آدم‏های‏کوچک‏باغم‏وشادی‏های...
شهر مقاومت
پدر‏مظلومیت
صفحه‏های‏روزه‏داری [3]
عثت،جشن‏تکلیف‏انسانیت
درد دل با ساربان
بنای‏دینداری‏ و حوادث تهدید کننده
یک‏بیماری‏قدیمی‏و‏خطرناک
و تو تکرار نمی‏شوی
تابستان 1387
بهار 1387
زمستان 1386
پاییز 1386 [3]
تابستان 1386 [2]
بهار 1386
زمستان 1385 [5]
تابستان 1385
بهار 1385 [5]
زمستان 1384 [4]

   قصد داشتم برای زادروز گوهر تابناک خلقت چند جمله ای بنویسم ، حتی شعاع های کوچکی از خورشید عظمت شخصیت آن حضرت را در ذهنم مرور کرده بودم تا در این روز تقدیم کنم ؛ اما ......


شب ولادت بانوی عظمت بعد از بازگشت از محل کار به همراه یکی از دوستان بودم چند دقیقه‏ای کنار خیابانی نسبتا شلوغ ، به ناچار منتظر آن دوست و همراه ماندم که قصد خرید کوچکی داشت... در حال و هوای ذهنی خودم بودم که صدایی به آرامی و با لرزش از پشت سرم مرا به سلام ، می خواند، برگشتم ، خانمی جوان و متین و مودب ، شرمگینانه و بدون مقدمه گفت اجاره منزل ما عقب افتاده و .... مبلغی به کاستی و کوچکی شخصیتم به او تقدیم کردم و رفت و من با تمام وجود احساس شرمندگی کردم ؛ همین شد که از نوشتن در مورد حضرت زهرا پشیمان شدم .


چرا جوانی که باید در پی علم آموزی و شکوفایی استعدادهایش باشد از شدت نیاز تمام غرور و هویتش را دردمندانه زیر پا بگذارد؟


چقدر شعار پیروی این خاندان پاک را بدهیم و در عمل کمترین نسبت را با آنان داشته باشیم؟ راستی اگر این خانم جوان هم عصر حضرت زهرا سلام الله علیها بود و از ایشان درخواست کمک می کرد چقدر دریافت می کرد؟


در این روزها مسئولین و انواع رسانه ها و همایش ها و.... از بزرگی بانوی دو عالم می گویند و از جلال و منزلت زن در جامعه و مقام مادر  ، کسی نیست بپرسد مگر رفع نگرانی بانوانی که به هر علت ، رنج فقر می برند جدی تر و عملیاتی تر از این همه تبلیغات برای روز زن نیست؟


آیات سوره انسان در قرآن کریم وقتی در شان این بانو و شوهر و فرزندانش نازل شد که سه شب پیاپی تمام سفره ساده خانواده را به نیازمندان داده بودند ، و این گوشه اندکی از شخصیت انسان متعالی و مطلوب دین ماست.


و ما چه نسبتی با این خاندان داریم و چه مرتبه و درجه‏ای از انسانیت؟


و چه به جا سروده اند که :              


از فاطمه اکتفا به نامش نکنید       نشناخته توصیف مقامش نکنید





نویسنده: علی مخدوم(سه شنبه 4/4/87 :: ساعت 11:21 صبح)
لینک های مرتبط: