RSS  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 25545 | میهمانان امروز: 11
لوگوي وبلاگ

مراجع و علما
جستجو
لينک هاي دوستان
اشتراک

نام:

ايميل:

 
مطالب قبلي


به نوشته قبلي ام( آنچه داريم زبيگانه تمنا نکنيم ) بايداين نکته را اضافه کنم که :


به هيچ وجه موافق اين نيستم که هر گونه آشنايي ، شناخت  ومطالعه  در هر موردي که به بيگانگان مربوط شود ، ممنوع و ناپسند است. !!


آنچه در آن مطلب بيان شد،تاکيد بر اين نکته بود که وقتي يک جوان مسلمان ايراني آن قدر افتخارات مکتبي و  ملي ونيز سرمايه هاي علمي دارد که مي تواند در سطح جهان به ايراني بودن ومسلماني خويش مباهات کند ، چرا اين همه بيگانگي از خويش؟!


صد البته روشن است که تبادل فرهنگي و علمي با همان بيگانگان ضروري و ارزشمند است. به اين معنا که از دستاورد هاي علمي ، فرهنگي ، ديني و اجتماعي ديگران مي توان بهره برد و استفاده کرد چنانکه در متون ديني ما بر آن تاکيد شده است.


در عين حالي که خودباختگي ، از خودبيگانگي و بيگانه پرستي زشت و ناپسند است ، مراجعه به تجربه ها و اندوخته هاي ديگران ، لازم و کاملا عاقلانه است.


گاهي گمان مي کنيم  که  يا بايد بيگانگان را پرستيد و  در آغوششان آرميد و يا به غــار تنگ نظري خزيد وهمه آنها را با تمام تجربيات و دانسته هاشان ، انـکــآر کرد !!!


نه راه سومي هم هست که :


در عين خودباوري و درک و پاسداشت ارزش هاي خويش ، احترام ديگر اقوام و ملل و اديان را نيز رعايت کرده و از سرمايه هاي علمي و فرهنگي و... آنها بهره گرفت  و مسلما استفاده از انديشه هاي علمي و فلسفي و فرهنگي  ديگران به تقليد کورکورانه از مد لباس و مو يا آداب و رسوم آنان حاصل نمي شود.


 


فبشرعباد الذين يستمعون القول ويتبعون احسنه اولئک الذين هداهم الله واولئک هم اولواالالباب


پس بندگان مرا بشارت ده : آن کساني که به سخن گوش مي دهند و از بهترين آن پيروي مي کنند ، ايشانند کساني که خداوند هدايتشان کرده و اينان خردمندانند.    سوره زمر / آيه 18




نويسنده: علي مخدوم(پنجشنبه 15/10/1384 :: ساعت 7:54 صبح)
لينک هاي مرتبط:

اگرکسي مارا « وابسته » ، « طفيلي » ، « بي ريشه» و مانند اين ها بخواند ، بدمان مي آيد ؛ چرا که براي هر انساني استقلال ، هويت وشخصيت  ارزش هايش به گونه اي دوست داشتني هستند که گوياي ريشه و اصل فرد است.


زمانه ما عصر توفان ها و تندبادهاست که گاهي يک نسل يک فرهنگ ويا يک ملت را در هم مي پيچد وبا خود مي برد.


{خرمني را در مسير بادها بنــگر ،


آنچه ماند، گندم است آنچه بادش مي ربايد ،«کاه»}


اين گندم همان ارزش ها ، باورها و شخصيتي است که براي خود و فرهنگ خود قايليم ؛ اما کاه نماد بي خودي وبي هويـتي است . گاهي انسان به سان کاه نه دين و مکتبش را مي شناسد و نه مليت و فرهنگ سرزمينش را  و نتيجه اين مي شود که بازيچه پنجه بادها شده ، هر دمي به يک سو پرتاب مي شود.


واقعيت اين است که هر قوم و جامعه اي به دين و مکتــب و ادب و فــرهنگ و هنــر و تاريخ و نيز مفاخر و انديشمندان خود مي نازد و يا آثار فرهنگي و تاريخي و کتاب ها و کتابخانه هاي وطن خويش را مايه سربلندي مي شمرد.


امــروزه در جـامعه ما بعضي اين مفـاخــروآثــار و ارزش ها را مي شناسند و به آن وفادارند و حساس ؛ ولي بعضي يا از آن « بي خبر» ند و يا به آن « غيرمتعهد» ند و يا برتري آن را نسبت به ادب و دين و فرهنگ بيگانه نشناخته اند در نتيجه خيلي زود رنگ مي بازند و هر روز به دنبال جلوه اي نو از فرهنگ بيگانه مي گردند و چون رنگي تازه بر خود زنند ، دست افشان و پاي کوبان شادي مي کنند که ما هم متــمدن شديم!


 اين روزها بعضي دوستان جوان ما را جــو مي گيرد و سال نو ميلادي را با حرارت جشن مي گيرند و با افتخار به هم تبريک مي گويند، که ما هم بـــــله!! ، تازه بعضي پيشرفته تر شده درخت کاج مي خرند و تزيين مي کنند تا از اسب تيزپاي چشم وهم چشمي باز نمانند!!!


البته تولد پيامبر خدا حضرت مسيح عليه السلام  شايسته تبريک گفتن است ونيز عيد سال نو ميلادي را مي توان به مسيحيان جهان و به خصوص هموطنان عزيز مسيحي مان تبريک گفت ولي نه به قيمت کم توجهي يا بي توجهي به ارزش هاي خودمان.


گفته اند کلاغ آمد راه رفتن کبک را ياد بگيرد پريدن خودش را هم از ياد برد .


راستي حافظ را بيشتر مي شناسيد يا شکسپيـــر را؟ کتاب و ادب‏وفرهنگ و هنر ايراني را بيشتر دنبال مي کنيد يا......


بگذريــــــــــــــــــم


بالاخره نکند واقعا روزي وابسته و طفيلي و بي هويت و... باشيم.




نويسنده: علي مخدوم(دوشنبه 12/10/1384 :: ساعت 2:17 عصر)
لينک هاي مرتبط: