نام: | |
ايميل: | |
دانشجو و فرهنگي وطلبه و هر جوياي معرفتي ، سرمايه اي دارد فرا تر از کالاي مادي و هدفي دارد برتر از پول و درآمد و به افقي مي انديشد زيباتر از نقد انديشي و فرصت طلبي و ثروت اندوزي ، نه مثل بسياري از کاسبان ، که کالايشان وسيله کسب درآمد است، ونه مثل بنگاه داران ، که پيوسته در انديشه درآمد ، به کارچاق کني مي پردازند .
علم چراغي است که هستي را روشن مي سازد و روشنايي جهان مديون نورافشاني عالمان و انديشمندان است ، البته عالماني که قدر خود ودانش خود را مي دانند و آن را با امور مادي معاوضه نمي کنند. دانشمندي که از روشندلي بي بهره باشد ،چو بادام بي مغز و گردوي پوک است .
هرگز فرزانگان بخرد ودانا که ارزش خود و دانش را مي دانند به اين تن نمي دهند که کار و علمشان را با پول و ماديات بسنجند، و خود را ارزان نمي فروشند و حراج نمي کنند آن هم زير قيمت واقعي ؛ مگر از قيمت انسان بي خبر باشند و نرخ بازار علم و کمال در دست شان نباشد.
و هرگز مباد که نفس ، بر سر عقل کلاه بگذارد.
بياييدبا تمام وجود باور کنيم ــ نه با حرف و سخنراني ــ که اگر با آموخته هايمان دستي بگيريم و گرهي از مشکلات خود يا ديگري بگشاييم موفقيم واين خدمت ، ثروتي حقيقي و داشتني است.
تا کي عزت خويش را در درآمد خود بجوييم و براي درآمد بالاتر، عزت و غيرت خود را معامله کنيم؟!
يادشان بخير؛ روزگاري در اين سرزمين انسان هايي بودند که نه از مال و ثروت که از جان خويش هم گذشتند آنان که در کلاس معرفت شاگرد نمونه شدند و همه سرمايه هاشان را در مسير خدمت به خدا و خلق خدا مصرف کردند . راستي حقوقشان چقدر بود؟ اعتراضي نداشتند؟ به آينده زندگي شان فکر نمي کردند؟
يار مفروش به دنيا که بسي سود نکرد
آنکه يوسف به زر ناسره بفروخته بود
حافظ