نام: | |
ايميل: | |
يک بار ديگر زمستان از راه رسيد.
دوباره شب يلدا شد . بعضي خود را براي شب نشيني و صحبت مفصل آماده مي کنند و بعضي ديگر خوراکي هاي متنوع تهيه مي کنند و گروهي هم اين شب را به قصه محبوب خويش دراز مي کنند و گروهي ديگر ...
براي برخي مناسبت ها ، لحظه شماري مي کنيم و انتظار مي کشيم و بعد هم آن مناسبت مي آيد و مي گذرد و ما باز در انتظار روز و شب و فصل و مناسبت ديگرعمرمان را سپري مي کنيم .
يکي از دوستان روانشناس چند روز پيش در پيام کوتاهي که برايم فرستاد، نوشته بود :
« زمستان مي آيد و بهار تکرار مي شود ؛ اما تو هرگز تکرار نمي شوي.»
تاکنون چند بار شب يلدا و زمستان و بهار و عيد و ... را تجربه کرده ايم ؟ اين ايام هر ساله تکرار مي شود ؛ البته با کمي تفاوت ، که ما براي خويشتن غير قابل تکراريم.
گفته اند : « ارزش و شرافت مکان به موجود مکان مندي است که در آن حضور دارد . » و مطمئناً ارزش زمان هم به موجود زمان مندي که درآن سير مي کند ، بستگي دارد. بهار و زمستان و شب ها و روزها همه مي توانند زيبا ترين لحظات باشند به شرط آن که انسان ، آنها را به زيبايي سپري کند ، و تلخ ترين لحظه ها باشند اگر تلخي رفتار آدميان در کام شان تکرار شود.
زيبايي ايام به زيبايي کارهايي است که در آن انجام مي گيرد.
روزها و شب هاي تکراري سال را بايد با زندگي و انسانيت غير قابل تکرار خويش زيبايي ببخشيم و فراموش نکنيم که :
اين عمر گرانمايه بهايي دارد