نام: | |
ايميل: | |
موجودات کوچکي هستيم، با غم ها و شادي هايي به همان کوچکي و شايد کوچک تر.
با رخدادي ساده آن قدر خوشحال مي شويم که آرام و قرار از کف مي دهيم و حادثه اي نه چندان مهم، زندگي مان را تلخ و پر از غم و غصه مي کند
درانتظار پديده هاي زودگذر آن قدر مضطرب مي شويم که نفسمان به شماره مي افتد و در آرزوي دست يافتن به چيزي کم ارزش خيالات شيرين مي بافيم. مثلا روزي سرخوش از برنده شدن در قرعه بانک و روزي عزادار شکست تيم ورزشي محبوبمان ، روزي نگران قبولي در امتحانات يا کنکور وروزي در خيال يک نگاه . . .
بسياري اوقات گستردگي غم وشادي ما به ظرف کوچک وجودمان برميگردد اگر دلمان کمي بزرگتر شود اين غم و شاديهاي فراگير، معمولي تر و ساده ترند لابد شنيدهايد که ميگويند: مورچهاي در استکان افتاد و فرياد ميکشيد که دنيا را آب برد و همه چيز از بين رفت.
کي قرار است بزرگ شويم؟ کي درميابيم که اطرافمان (دور يا نزديک) مشکلات و دردهاي بزرگتر از مشکلات ما هم هست؟ چه انسانهايي که در اين جهان با انواع سختي ها و دردها و مشکلات دست و پنجه نرم ميکنند و قد خم نميکنند .
خدايا بر اين بندگان کوچکت ترحم فرما و زندگي و دل ما را به جلوه اي از عظمت بي انتهايت روشني بخش ، که بزرگي تنها در سايه بندگي تو شکل ميگيرد.