RSS  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 25546 | میهمانان امروز: 12
لوگوي وبلاگ

مراجع و علما
جستجو
لينک هاي دوستان
اشتراک

نام:

ايميل:

 
مطالب قبلي

25 ارديبهشت روز بزرگداشت حکيم ابوالقاسم فردوسي ، حماسه سرا و شاعر بزرگ شيعي و ايراني و بزرگترين شاعر دوره ساماني و غزنوي است ، وي در سال 329 هجري قمري در روستاي طبران در نزديکي شهر طوس به دنيا آمد . طول عمر فردوسي را نزديک به 80 سال دانسته اند، که اکنون بيش از هزار سال از تاريخ وفاتش مي گذرد.
فردوسي اوايل حيات را به کسب مقدمات علوم و ادب گذرانيد و از همان جواني شور شاعري در سر داشت . و از همان زمان براي احياي مفاخر پهلوانان و پادشاهان بزرگ ايراني بسيار کوشيد و همين طبع و ذوق شاعري و شور و دلبستگي او بر زنده کردن مفاخر ملي، باعث بوجود آمدن شاهکاري برزگ به نام «شاهنامه» شد . فردوسي نزديک به سي سال از
بهترين ايام زندگي خويش را وقف شاهنامه کرد و بر سر اينکار جواني خود را به پيري رسانيد. به اميد اتمام شاهنامه تمام ثروت و مکنت خود را اندک اندک از دست داد.

شاهنامه فردوسي که نزديک به پنجاه هزار بيت دارد ، مجموعه اي از داستان هاي ملي و تاريخ باستاني پادشاهان قديم ايران و پهلوانان بزرگ سرزمين ماست که کارهاي پهلواني آنها را همراه با فتح و ظفر و مردانگي و شجاعت و دينداري توصيف مي کند .


بر خلاف آنچه مشهور است، فردوسي شاهنامه را صرفاً به خاطر علاقه خويش و حتي سال ها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طي اين کار رفته رفته ثروت و جواني را از دست داد، در صدد برآمد که آنرا بنام پادشاهي بزرگ کند و بگمان اينکه سلطان غزنين چنانکه بايد قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را بنام او کرد و در پايان کار آن را به سلطان محمود غزنوي که تازه به سلطنت رسيده بود ، عرضه داشت ، سلطان محمود هم نخست وعده داد که شصت هزار دينار به عنوان پاداش و جايزه به فردوسي بپردازد. ولي اندکي بعد از پيمان خود برگشت و تنها شصت هزار درم يعني يک دهم مبلغي را که وعده داده بود براي وي فرستاد.
و فردوسي از اين پيمان شکني سلطان محمود رنجيده خاطر شد و از غزنين که پايتخت غزنويان بود بيرون آمد و مدتي را در سفر بسر برد و سپس به زادگاه خود بازگشت. سبب آنکه شاهنامه مورد پسند سلطان
محمود واقع نشد، درست معلوم نيست. بعضي گفته اند که به سبب بدگوئي حسودان، فردوسي نزد محمود به بد ديني متهم گشته بود و از اين رو سلطان باو بي اعتنائي کرد.
  فردوسي مردي موحد و پايبند مذهب تشيع بود و در شاهنامه در ستايش خداوند و اوليايش سخنان نغز و دلکشي سروده بود ، ولي سلطان محمود پيرو مذهب تسنن بود و بعلاوه تمام شاهنامه در مفاخر ايرانيان و مذمت ترکان آن روزگار که نياکان سلطان محمود بودند و به ايران حمله کرده بودند ، سروده شده بود.
همين امر باعث شد که وي به پيمان خود وفادار نماند اما چندي بعد سلطان محمود از کرده خود پشيمان شد و فرمان داد که همان شصت هزار دينار را به طوس ببزند و به فردوسي تقديم کنند ولي هديه سلطان روزي به طوس رسيد که فردوسي با سر بلندي و افتخار حيات فاني را بدرود گفته بود و در گذشته بود.
و جالب اين است که دختر والا همت فردوسي از پذيرفتن هديه چادشاه خودداري نمود و آن را پس فرستاد و افتخار ديگري بر افتخارات پدر بزرگوارش افزود.


شاهنامه نه فقط بزرگترين و پر مايه ترين مجموعه شعر است که از عهد ساماني و غزنوي بيادگار مانده است بلکه مهم ترين سند عظمت زبان فارسي و بارزترين مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ايران قديم و خزانه لغت و گنجينه ادبـيات فارسي است و فردوسي يکي از افتخارات بلند ايران و شيعه است .
 مي دانيد چرا گفته اند که : « شاهنامه آخرش خوش است » ؟




نويسنده: علي مخدوم(دوشنبه 25/2/1385 :: ساعت 7:53 صبح)
لينک هاي مرتبط: