RSS  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 25543 | میهمانان امروز: 9
لوگوي وبلاگ

مراجع و علما
جستجو
لينک هاي دوستان
اشتراک

نام:

ايميل:

 
مطالب قبلي

تا کنون چند بار اين سوال سنگين،از من پرسيده شده که:«چمران چگونه چمران شد؟»


      


مردي در اوج استعداد و شکوفايي علمي ، بهترين و بالاترين امکانات مادي را رها مي کند و به آغوش خون و آتش مي پيوندد. نمادي کم نظير از همراهي ايمان و دينداري و ميهن دوستي با عالي ترين سطح تحصيلات آکادميک جهان که در هر جايي که بود ــ از قلب آمريکا تا جنوب لبنان ، تا سنگرهاي کردستان و خوزستان ــ سرشار از عشق به محبوب بي همتاي هستي بود، و در يک کلام به قول سعدي:   رسد آدمي به جايي که بجز خدا نبيند


بخشي از مسير رسيدن به قله انساني را خود او چنين مي نويسد:


انسان مخلوق عجيبي است؛ از لحظه‏اي که چشم به جهان مي‏گشايد، همه دنيا را براي خود مي‏خواهد؛ همه آمال و آرزوهايش بر محور «من»، و «خود» دور مي‏زند؛ تصور مي‏کند که همه دنيا براي رضاي خاطر او و تأمين لذات او خلق شده است؛ معيارهاي او براساس مصالح و منافع او تغيير يافته و حق و باطل را بر پايه خودخواهي و مصلحت‏طلبي خود توجيه مي‏نمايد


در دنيا انسان‏هايي نيز يافت مي‏شوند که عمق ديدشان يا ديگران تفاوت دارد، به لذات مادي دنيا راضي نمي‏شوند، به مال و جاه و اولاد علاقه چنداني ندارند، به آروزهاي زودگذر دل نمي‏بندند و بطور کلي اسيردنيا نمي‏شوند، ولي در عين حال به «خود» و به «من» علاقمندند.


البته هستند معدود کساني که از اين خودخواهي هم مي‏گذرند و آن‏چنان در خدا محو مي‏شوند که ديگر «خود» و «من» نمي‏بيند


در اين حالت، آدمي با دنيا وداع مي‏کند، از همه‏چيز مي‏گذرد، خود را به خدا مي‏سپرد و آماده هجرت به دنياي ماورايي مي‏شود، از همه خواسته‏ها و آرزوها سبک مي‏گردد، گويي در عالم برزخ سير مي‏کند و حالتي خاص و عجيب در او پديد مي‏آيد که با هيچ‏چيز قابل مقايسه نيست


در نبرد معروف سوسنگرد، در تاريخ 26/8/59 هنگامي که توسط 50 تانک و صدها کماندوي عراقي محاصره شده بودم، چنين حالتي براي من پيش آمد، که بسيار مقدس و ملکوتي بود


بخشي از نوشته انسان بازيافته  از کتاب : رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست  نوشته شهيد دکتر چمران             متن کامل


        


 




نويسنده: علي مخدوم(سه‏شنبه 30/3/1385 :: ساعت 6:0 صبح)
لينک هاي مرتبط: