نام: | |
ايميل: | |
قصد داشتم براي زادروز گوهر تابناک خلقت چند جمله اي بنويسم ، حتي شعاع هاي کوچکي از خورشيد عظمت شخصيت آن حضرت را در ذهنم مرور کرده بودم تا در اين روز تقديم کنم ؛ اما ......
شب ولادت بانوي عظمت بعد از بازگشت از محل کار به همراه يکي از دوستان بودم چند دقيقهاي کنار خياباني نسبتا شلوغ ، به ناچار منتظر آن دوست و همراه ماندم که قصد خريد کوچکي داشت... در حال و هواي ذهني خودم بودم که صدايي به آرامي و با لرزش از پشت سرم مرا به سلام ، مي خواند، برگشتم ، خانمي جوان و متين و مودب ، شرمگينانه و بدون مقدمه گفت اجاره منزل ما عقب افتاده و .... مبلغي به کاستي و کوچکي شخصيتم به او تقديم کردم و رفت و من با تمام وجود احساس شرمندگي کردم ؛ همين شد که از نوشتن در مورد حضرت زهرا پشيمان شدم .
چرا جواني که بايد در پي علم آموزي و شکوفايي استعدادهايش باشد از شدت نياز تمام غرور و هويتش را دردمندانه زير پا بگذارد؟
چقدر شعار پيروي اين خاندان پاک را بدهيم و در عمل کمترين نسبت را با آنان داشته باشيم؟ راستي اگر اين خانم جوان هم عصر حضرت زهرا سلام الله عليها بود و از ايشان درخواست کمک مي کرد چقدر دريافت مي کرد؟
در اين روزها مسئولين و انواع رسانه ها و همايش ها و.... از بزرگي بانوي دو عالم مي گويند و از جلال و منزلت زن در جامعه و مقام مادر ، کسي نيست بپرسد مگر رفع نگراني بانواني که به هر علت ، رنج فقر مي برند جدي تر و عملياتي تر از اين همه تبليغات براي روز زن نيست؟
آيات سوره انسان در قرآن کريم وقتي در شان اين بانو و شوهر و فرزندانش نازل شد که سه شب پياپي تمام سفره ساده خانواده را به نيازمندان داده بودند ، و اين گوشه اندکي از شخصيت انسان متعالي و مطلوب دين ماست.
و ما چه نسبتي با اين خاندان داريم و چه مرتبه و درجهاي از انسانيت؟
و چه به جا سروده اند که :
از فاطمه اکتفا به نامش نکنيد نشناخته توصيف مقامش نکنيد